یک فنجان کتاب گرم

آمار رسمی را باور نکنید ! سرانه مطالعه هر ایرانی در سال کمتر از 10 ثانیه است



چند وقت پیش بر حسب اتفاق کتاب خاطرات یک گیشا را در منزل یکی از بستگانم دیدم و با خواندن مقدمه اش از صاحب کتاب امانتش گرفتم چون تا جایی که من فهمیدم فقط این کتاب یک بار در ایران به چاپ رسیده است بنابراین خیلی شوق داشتم بخونمش.

کلمه "گی"در زبان ژاپنی به معنای هنر است و یحمتل گیشا یعنی زن هنرمند .در حقیقت گیشاگری یک نوع شغل در ژاپن بوده (نمیدونم الان هم شغل گیشا گری وجودداره یا نه؟)یک گیشا سالهای طولانی آموزش می بینه تا بتونه با استفاده از هنرش روحیه اطرافیانش رو تحت تاثیر قراردهد که صدالبته منظور از اطرافیان همان جنس مخالف می باشد .


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 10:27 توسط ماری| |

"ما چگونه ما شدیم" ریشه یابی علل عقب ماندگی در ایران به قلم دکتر صادق زیباکلام است که سعی در بررسی علل عقب ماندگی ما ایرانیان دارد و به جای روش های معمول و منداول معلول نگری و معلول نگاری به علت جویی و ریشه یابی میپردازد.

این ایده پسندیده با همتی که نویسنده در مقدمه کتاب انجام می دهد میکوشد تا به جای مقصر شمردن دیگران اعم از شرق و غرب و عرب و استعمار و... به خود ما ایرانیان بپردازد و به کالبد شناسی آنچه که به لحاظ تاریخی ایران را این گونه شکل داده،توجه کند.

این کتاب به ادعای نویسنده سعی دارد به تحلیل روند تاریخی بپردازد که "ما" در آن اینگونه شده ایم و نقش "ما" را در این "ما" شدن بررسی کند.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 21:33 توسط فافا| |

كتاب "كار از كار گذشت" اثر ژان پل سارتر متفكر معروف اگزيستانسياليسم است.

موضوع داستان روايت مرگ دو انسان است: زني ثروتمند به نام "إو" كه به علت خوردن زهري كه همسر فريبكارش در ليوان آب او ميريزد ميميرد و مردي به نام "پی ير"  يك انقلابي كه توسط عضو خائن گروهش به قتل ميرسد. پس از مرگ، صدايي آنها را به بن بست لاگنزي فراميخواند. آنجا همه مردگان به نوبت وارد مغازه اي ميشوند. زني ميانسال اسم آنها را در دفتري بزرگ ثبت ميكند و ميگويد از اين پس رسما" مرده اند. 

"إو" و" پی ير" با يكديگر آشنا ميشوند و به هم علاقه پيدا ميكنند.

اينجا قانوني وجود دارد كه ميگويد اگر دو نفر كه حقا"  بايد به هم برسند، در اثر اشتباه مديريت و در زمان حيات يكديگر را ملاقات نكرده اند، ميتوانند براي عملي ساختن عشق و زندگاني، تقاضاي مراجعت كنند و به اين تقاضا رسيدگي ميشود. فرصتي بيست و چهار ساعته به آنها داده ميشود تا به حيات بازگردند و عشق و اعتمادشان را بهم ثابت كنند و اگر موفق نشوند دوباره خواهند مرد. زن و مرد داستان ما هم با استفاده از اين قانون به زندگي برميگردند اما...

داستان نشان میدهد حتي با دادن فرصت بازگشت به حيات، انسانها همان راهي را ميروند كه قبلا" هم رفته بودند.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 21:56 توسط دالیا| |

 

   سرگرد سلاح کمری اش را به طرفم نشانه رفت و گفت: "انت حرس الخمینی؟ انت مجوس؟"

     ساکت بودم. پوتین اش را آرام زیر چانه ام آورد تا سرم را بالا بگیرم. موهای فر، ابروها و سبیل های پرشت، قد متوسط و چشمان ریز و گودرفته ای داشت. چنان نگاهش را به صورتم دوخته بود که انگار هیچ وقت ایرانی ندیده بود. سرگرد سلاح کمری اش را روی شقیقه ام گذاشت و گفت:

     - "اجم! اگله الموت للخمینی." (گوسفند بی شاخ! بگو مرگ بر خمینی!)

     ...سرگرد با تکرار واحد، اثنین، ثلاث، (یک، دو، سه) برای این که به امام توهین کنم،‌ برایم مهلت تعیین کرد. با تکرار ثلاث منتظر بود به امام توهین کنم. وقتی گلنگدن کشید،‌ احساس کردم نعادل خویش را ندارد. در دلم گفتم: "انگار این یکی با بقیه فرق دارد." کلتش را پایین آورد، به طرف پایم. وقتی شلیک کرد در یک لحظه جا خوردم. همه چیز برایم غیر منتظره بود. فکر می کردم دارم خواب می بینم. می توانستم تصور کنم می خواهد مرا بکشد، اما چون هر دو پایم مجروح بود تصور نمی کردم به پای مجروحم شلیک کند!

     دو گلوله به هر دو پایم شلیک کرد. در اوج ناباوری خیره نگاهش کردم. می خواستم قیافه اش را برای همیشه به ذهن بسپارم. گلوله ها یکی پشت ماهیچه ی بالای پای راستم و دیگری پایین ماهیچه ی پای چپم اصابت کرد.

     ...گویا از آن ها هیچ کاری بعید نبود. سرگرد که منتظر عکس العمل من بود، دوباره تکرار کرد: "سب الخمینی!" دیگر حرف هایش برایم اهمیتی نداشت...


پایی که جاماند / ص 76-77

یادداشت های روزانه ی سید ناصر حسینی پور / 4تیر1367

نوجوان 16ساله ای که در جزیره ی مجنون اسیر شد.

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 15:29 توسط مهدیار| |


" حساب عباس اما از حساب عالم و آدم جداست. عباس، دست پرورده منحصر به فرد خداست.
عباس کسی است که پای اهل زمین را به آسمان باز می کند.
عباس کسی است که دست خاک را به افلاک می رساند.
گویی که خدا در تخمیر طینت عباس، خلقتی بدیع را از نظر گذرانده است، اتفاق تازه ای را اراده کرده است و طرحی نو در انداخته است.
گویی که در خلقت عباس، خدا از افق "فتبارک الله" خویش هم فراتر رفته است و عباس را چون نشان افتخاری بر سینه "احسن الخالقین" خویش آویخته است...

عباس کسی است که سر مشق های عاشقی در پرتو نقش قدمهایش، رنگ می بازد و هر چه خط، در قبال قامتش قد می خماند و هر چه نقطه، حول خال عارضش عود می سوزاند و اسپند می چرخاند... "


 چقدر سخت بود گزینش عباراتی از "سقای آب و ادب" برای منی که سطر به سطر و لغت به لغتش را نوشیدم و همچون آب حیاتی بر جان بی جانم جاری ساختم. این اولین اثر از آثار سید مهدی شجاعی بود که خواندم و به حق که یکی از بهترین های آثار در ادبیات دینی ماست. قصد یا آرزوی شجاعی در این اثر، روایت و معرفی حضرت عباس در قالب یک داستان یا رمان بوده، رمانی کاملا متفاوت با نثری مسجع و شعرگونه که با توجه به فضای دراماتیک و محدودیت هایی که در آن وجود دارد کار نویسنده را بسیار سخت می کند، اما شجاعی چه تحسین برانگیز قدرت و توانایی بیانش را در این اثر به نمایش می گذارد. کتاب شامل ده فصل است و در فصل نهم، عباس فرشتگان، راوی شیوه جدیدی پیش رو می گیرد و با بیان بی نظیرش نگاهت را به بسیاری از مقوله ها تغییر می دهد، آنقدر که احساس می کنی روزنه ای برایت گشوده شده در تاریکی رو به سوی دریای نور. 

چه نیک گفت "ابوالفضل زرویی نصرآباد" شاعر و نویسنده معاصر: این کتاب بهترین اثری است که می توانید با آن شخصیت بی نظیر حضرت ابوالفضل العباس(علیه‎السلام) را بشناسید.

در ادامه مطلب فصلی از کتاب با عنوان "عباس ادب" منتظر دیدگان شماست...   


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 9:5 توسط ترنم| |

                                                             یاحق 

                                             88321024122059351214.jpg                                                   


رویای مردی مضحک 

فئودور داستایوفسکی 

ترجمه ی محمد حاج کریمی 

انتشارات کوله پشتی 


رویای مردی مضحک از نظر من درست همان چیزی است که همه ی مان هستیم یا زمانی تجربه اش کرده ایم  !

کوتاه و مختصر ،یادآوری لحظاتی میشود که در اوج پوچی به تکاپو افتاده ایم  .. 

تصویر سازی دایره ی یین و یانگ است در کلمات ، که درست از انتهای تاریکی روشنایی آغاز می شود 

تصویر سازی خودکشی و دست نزدن به آن و علت تراشی برای طول کشیدن  اقدام ، در نهایت رسیدن به من واقعی از طریق حلاجی افکار  و رسیدن به امید زیستن و درک علت حیات

در جایی از دست دادن فرصت طلایی خوب بودن و درجایی دیگر رشد با همین حس حسرت از انجام ندادن ها 

تجربه ی رسیدن به حقیقت از طریق سلوک در آنچه واقعا باید باشد 

از آن دسته نوشته هایی است  که می توان با هر بار خواندن برداشتی نو و متفاوت داشت ، و زیادند خطوطی که باید حفظ کرد یا لااقل جایی نوشت برای یاد آوری آنچه همیشه باید بدانیم 

در ادامه بخش مورد علاقه ام رو می نویسم :

و باز این حقیقت دیرینه است که میلیون ها بار گفته و گفته شده ولی قسمتی از زندگی ما را تشکیل نداده است !

درک زندگی بالاتر از زندگی است ، آگاهی از قوانین ِ خوشی بالاتر از خوشی است - این آن چیزی است که باید با آن مقابله کرد  من مقابله خواهم کرد . حتی اگر همه آن را بخواهند ، در یک لحظه می توان فراهم کرد . و من آن دختر بچه را شکار کردم ... و به راه خود ادامه خواهم داد !

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 15:5 توسط مهیسه| |

خب ، هنوز فرهنگ در مملكت ما يك زائده دست و پاگير است ، چيزی مثل يك دُم. وقتی می‌گويند يارو دُم در آورده ، يعنی رويش زياد شده. در واقع چاپ بعضی از كتاب‌ها هم نتيجه‌اش زيادكردن روی مردم است. به هر حال ما داريم كار خودمان را می‌كنيم و اميدواريم بالاخره روزی اين‌ها دربيايد. ظاهرا" صلاح نيست فرهنگ عاميانه منتشر شود. شما ذيل بعضی از محورها را نگاه كنيد می‌بينيد در يك جا فشرده شدن مثلا" پاره ای از باورها چه قدر لو دهنده است. مثلا" حواله‌تان می‌دهم به ذيل ابراهيم در اوائل حرف الف ، كه می‌شود جلدچهارم جزو همين پنج جلدی كه منتشر شده. بخوانيد و ببينيد "اصل انواع" علمی چه شكلی تبديل به يك مضحكه شده ، خب ، وقتی آدم اينها را بخواند و ازخودش خنده‌اش بگيرد، به خيلی چيزهای ديگر هم ممكن است شك كند، پس خطرناك است عقايد ملت را تدوين كردن و جلوی چشمش گذاشتن. نشان دادن قيافه مردم توی آينه به خودشان چيزيست كه اصلا"صلاح نيست.

(بخشی از سخنان شاملو پس از ممنوع چاپ شدن کتاب کوچه)


برچسب‌ها: شاملو, کتاب کوچه, فرهنگ, مردم اعماق
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 8:10 توسط غزاله| |

از دل ویرانه‌های جنگ جهانگیر اول و از میان دردهای درمان نشدنی‌اش، از میان اشک و خون‌ش نسلی امیدوار سربرآورد. چهارتا بودند، بی هیچ شباهتی به هم... جهان در انتظار این چشمان گشوده بر جهان نبود که این جهان در انتظار هیچ کس نیست. و بخت در انتظارشان نماند که عروس بخت برای هیچ کس پشت در نمی‌ماند... 

آلیس با چشمانی دریایی، با موهایی طلایی همان است که قصه سه پسر ایرانیِ این روایت بی حضورش رنگ نمی‌گیرد، شکل نمی‌پذیرد، از عشق خالی می‌ماند و از مهر و کین پر نمی‌شود. دخترکی که این جمله پدر در زمان تولد؛ " بدون شمشیر، اما با اندیشه‌ای به تیزی شمشیر"، قرار بود سرمشق زندگی‌ش شود...

...



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:18 توسط شین| |

سلام ...

کتاب زاده برای عشق به نویسندگی لئوبوسکالیا ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 16:24 توسط نسیم| |


فریبا کلهر سال ۱۳۴۰ در کرمانشاه به دنیا آمد. فعالیت خود را از دهه شصت در حوزه ادبیات داستانی کودک و نوجوان آغاز کرد وتا کنون بیش از ۴۰ عنوان کتاب در این حوزه به بازار نشر ارائه داده است.
"هوشمندان سیاره اوراک"، "امروز چلچله‌ی من"، "ابروهای جادوئی کیو کیو"، "دختر آئینه پوش"، "کسی که موهای مرا شانه زد"، "سالومه و خرگوشش"، "از تو می‌خواهم خدا"، "خواهر خوش شانس من"، "گرمایی و سرمایی"، "ماشینی که خیابان می خورد"، "دو فرشته دو برادر"،  تعدادی ازآثار این نویسنده است. او، از بدو تأسیس نشریه "سروش کودکان" تا سال‌۱۳۸۲ به مدت پانزده سال، سمت سردبیری ماهنامه سروش کودکان را برعهده داشت. "آقای هنوانه" اثر این نویسنده، به عنوان برنده ی رتبه سوم دهمین کتاب سال کودک و نوجوان در بخش داستان کودک معرفی شد
فریبا کلهر از انتشار تازه‌ترین رمانش با نام «عاشقانه» خبر داد.رمان «عاشقانه» در 236 صفحه و به قیمت 10هزار تومان منتشر شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 19:23 توسط آینه| |

پسرکم

در آوار روزهای نبودنت گه گاه که نه به دفعات زیادی که دچار حمله های روانی ناشی از رفتن تو میشدم سیل نسخه ها و توصیه ها و پیشنهادها بود که از روی لطف سرازیر میشد برای بهبود وضعیتی که رهایی از آن در آن لحظات برایم غیر ممکن می نمود ، جراحتی نبود که بهبودی یابد ، فقدان بود و نبودن تو با هیچ چیز پر نمی شد الا ............................................خودت و تو هم که نبودی ....

هر بار که دچار می شوم می گویم نه این آخرین تجربه بی تو بودن است ، دیگر نمی توانم بدون تو زندگی کنم و این بار آنقدر راه میروم و راه میروم و آنقدر سر به دیوار می کوبم و آن قدر اشک می ریزم و آن قدر به نام فریادت می زنم که تمام شود و تمام شوم ... اما افسوس ، تمام می شود و تمام نمی شوم ،دوباره بر می خیزم و دوباره از سر می گیرم این زندگی که نه این مردن در هر لحظه و هر لحظه و هر لحظه اش را ...

سه شنبه ها با موری کتابی بود که دوست عزیزی که نه ،دوست بسیار عزیزی در یکی از همین روزها پیشنهاد خواندنش را به من داد ، سه شنبه ها باموری ، سه شنبه ها باموری ... حالم بدتر از آن بود که لباسی بپوشم و برای خرید کتاب بتوانم هوای بیرون از خانه را استشمام کنم ...تنها هوای خانه ... بگذریم

گذشت تا روزی که به گمانم کاینات مرا کشاند به خیابان صورتگر و روبروی کتابفروشی دانش و جای پارک و ...

:آقا سه شنبه ها باموری رو میخواستم
:بله ،خواهش می کنم .......... بفرمایید

نه به عمد که تصادفا سه شنبه ای بود که شروع کردم به خواندن ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 0:48 توسط یگانه| |

کتاب سوم از تجربه های مدرسه فرهاد

نوشته:توران خمارلو(میر هادی)

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست


کتاب جستجو در راهها وروشهای تربیت نتیجه 25 سال تلاش وکوشش در ایجاد مدرسه ایی بنام فرهاد را در اختیار ما قرار می دهد.مدرسه ایی که روح جستجو گری در تمام معلمان وکارکنان ودانش آموزان آن ریشه داشت.مدرسه ایی که دریافته بود هیچ نسخه پیش ساخته ایی برای تعلیم وتربیت یک کودک وجود ندارد وتنها نسخه هر بچه خود اوست.مدرسه ایی که دریافته بود راه حل مسائل آموزش وپرورش ایران را معلمان باید در ایران  بیابند نه در نقاط دیگر دنیا.این مدرسه توسط خانم توران میرهادی در سال 1334 بنیان گذاشته شد.میرهادی در زمانی که سنت شکنی بسیار دشوار بود، سیستم آموزشی مدرسه فرهاد را با ساختارشکنی نظام آموزشی «معلم محور» ایجاد کرد.کتاب حاضر مجموعه ایی از تجربیات واندوخته های معنوی بیش از صدو پنجاه معلم و دوهزار شاگرد وهزار خانواده در زمینه آموزش وپرورش ایران است.این مجموعه به یک فرد تعلق ندارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 19:31 توسط نرگس| |

نام من، نویسنده این کتاب(سینوهه) است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام.من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم.آن قدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجز کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید,سیرم.
من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصورمینمایم که یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتابی می نویسم.هرچه تا امروز نوشته شده, یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای این که انسان را راضی کنند.
من فرعونها را جزو انسان می دانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند ومن این موضوع را از روی ایمان می گویم.من چون پزشک فرعونهای مصر بودم از نزدیک,روز و شب,با فراعنه حشر و نشر داشتم و می دانم که آنها از حیث ضعف و ترس و زبونی و احساسات قلبی مثل ما هستند.حتی اگر یک فرعون را هزارمرتبه بزرگ کنند واو را درشمارخدایان درآورند بازانسان است ومثل ما می باشد.آنچه تا امروزنوشته شده,به دست کاتبینی تحریرگردیده که مطیع امرسلاطین بوده اند وبرای این مینوشتند که حقایق رادگرگون کنند.من تاامروزیک کتاب ندیده ام که درآن,حقیقت نوشته شده باشد.
درکتابها یا به خدایان تملق گفته اند یا به مردم یعنی به فرعون.دراین دنیا تا امروزدرهیچ کتاب و نوشته,حقیقت وجود نداشته است ولی تصورمی کنم که بعد ازاین هم درکتابها حقیقت وجود نخواهد داشت.
ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد  شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا همانطور که مگس,عسل را دوست دارد,مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 18:19 توسط فافا| |

 گفت و شنود با کودکان

چگونه با کودکان سخن بگوییم و چگونه به سخنشان گوش فرا دهیم ...

شاید این جمله در نظر اول خیلی مهم به نظر نرسد، ولی اگر پای صحبت والدینی که کودکان بالای 3 سال دارند بنشینیم، یا خود یک کودک در خانه داشته باشیم،  متوجه می شویم که دغدغه ی اصلی بسیاری از والدین در برخورد با فرزندشان در همین جمله خلاصه شده است.

در خیلی از مواقع برای ما والدین اتفاق میفتد که نمیدانیم برخورد مناسب و پاسخ درست در مقابل جملات شاید به نظر ما عجیب فرزندمان چیست و متاسفانه پاسخ نابجای ما ممکنست تاثیرات منفی و جبران ناپذیری روی کودک داشته باشد که گاهی اثر آن چندین سال بعد خود را نشان می دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 11:0 توسط ستاره| |

مهمترین دغدغه زندگیتان چیست؟ اگر صاحب فرزندی هستید بی تردید پرورش و تربیت کودکی خودآگاه و معتمد به نفس یکی از اصلی ترین اهداف زندگیتان است.‏
به شخصه و در جایگاه مادر دو کودک ایمان دارم که استعدادها و توانایی های ذاتی کودک فقط و فقط در سایه حس عزت نفس است که شکوفا خواهد شد و اگر اعتماد به نفس کودک بر اثر رفتارهای نادرست و بازخوردهای غلط والدین یا مربیان کمرنگ و ضعیف شود بی شک تمام یا قسمت زیادی از نبوغ بالقوه کودک به باد فنا خواهد رفت.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 1:41 توسط ترنم| |

بلقیس سلیمانی نویسنده ی خوشنام و خوش فکریه .از اون دست نویسنده ها که در آثارش بیشتر به مسائل اجتماعی - به‌خصوص مسائل مربوط به زنان- می‌پردازه و معمولا از زاویه جالبی  آنها را مورد کنکاش و بررسی قرار می‌ده.


او متولد 1342 و اهل کرمان است که  تا کنون آثار زیر را منتشر کرده.

-بازی آخر بانو (رمان 1384 انتشارات ققنوس برنده ی جایزه ویژه ادبی اصفهان و تقدیر شده در جایزه ادبی مهرگان )

-بازی عروس و داماد (مجموعه داستان 1386 نشر چشمه )

-خاله بازی (رمان 1387 انتشارات ققنوس )

-پسری که مرا دوست داشت (1389/ انتشارات ققنوس)

-روز خرگوش (1390/ نشر چشمه) 




ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت 23:30 توسط آینه| |

جین آستین را اکثر رمان خوان ها نویسنده ای می دانند که می تواند با خواننده ی به مفهوم عام خوب ارتباط برقرار کند آن هم با عامه پسندترین تم جهان یعنی مکاشفه روابط عاشقانه که بیشتر از دیدگاه یک دختر روایت می شود...ولی این رمان منسفیلدپارک به نظر من یکی از متفاوت ترین کارهای جین آستین است به دلیل ژرفا و تحلیل عمیقی که از شرایط دختری جوان به نام فانی پرایس ارائه می دهد.این کتاب داستان فانی پرایس دختر حساس و دوست داشتنی ای است که خانواده فقیرش او را به دست خاله و شوهرخاله ثروتمندش می سپارند تا آینده ای بهتر را برایش رقم بزنند و این تغییر موقعیت باعث درگیری و چالش فانی با محیط پیرامونش می شود...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 15:28 توسط جوزپه تورناتوره| |

بیایید خودمان تغییری شویم

که در دنیا جستجویش میکنیم



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 10:49 توسط نسیم| |

«با به دنیا آمدن بچه های جدید و تجربه کردن دنیا برای اولین بار، انگار دنیا از نو آفریده می شود.»



کتابی که اینبار می خواهم معرفی کنم «راز تولد» نوشته یاستین گوردر و با ترجمه مهرداد بازیاری است. یاستین گوردر نویسنده کتاب دنیای سوفی است و اصالتا نروژی است. 

یواکیم پسر کوچکی است که یک تقویم مخصوص کریسمس می خرد. این تقویم یک عکس بزرگ است که داراری 24 خانه بوده و در پشت هر یک داستانی از کریسمس نقل می شود. او این تقویم را 24 روز قبل از کریسمس می خرد و هر روز در یک خانه را باز می کند تا داستان را دنبال نماید. داستان تقویم نیز مربوط به دختری است که در روزهای نزدیک به کریسمس با فرشته ای همراه می شود تا به دو هزار سال قبل به لحظه تولد عیسی مسیح بازگردد و فرشته در راه راز تولد حضرت عیسی را برای او و سایر آدمیان فاش می کند.

با توجه به اینکه پنج شنبه شب کریسمس و سال نو است خواستم کتابی با حال و هوای این ایام معرفی کنم. با مظالعه این کتاب می توان تا حدودی با افکار و اعتقادات مسیحیان اروپایی آشنا شد. 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 18:30 توسط همافر| |

پیش نوشت: از خوندن عنوان متعجب نشین لطفا، می دونم که این کتاب نیازی به معرفی نداره دوستان...این پست رو به عنوان یک پیشنهاد مفید قبول کنید.

یکی از ارزشمندترین کتاب هایی که در هر کتابخانه ی شخصی ای باید جا خوش کنه "کلیله و دمنه " هست. اگر مثل من دوست دارین زمانی که فرزندتون ازتون می خواد براش داستان تعریف کنید همیشه دستتون پر باشه، حتما یه جلد از این کتاب رو تهیه کنید. همونطور که همه می دونیم این کتاب نثر سختی داره اما باید بگم که نشر "بامشاد" یه نسخه از این کتاب رو با نثر روان منتشر کرده.

نویسنده: حسین بینایی تولایی

دیگه اینکه، مطلب جالبی که در این کتاب نوشته شده و دوست دارم اشاره ای بهش بکنم اینه که "انوشیروان" پسر کیقباد شخصی به نام "برزویه ی" را که سرآمد پزشکان ایران بوده را به هند می فرسته برای آوردن این کتاب به ایران و ......... 

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 18:20 توسط سارا| |

میخاییل بو لگاکف دل سگ را در 1925 چند ماه پس از مرگ لنین نوشت و در آن سرنوشت پرولتاریا را پیش بینی کرد . اما این رمان بیش از چهل سال در شوروش سابق به فراموشی سپرده شدو نخستین بار در غرب قدرش را شناختند.

داستان از تخیلی بی مانند سر شار است و طی آن پرفسور فلیپ فلیپوویچ سگی را پس از عمل جراحی به انسان تبدیل می کندو او با دل آدمیزاد به جان آدمیزاد می افتدو پرفسور از کرده اش پشیمان میشود....

دل سگ داستانی علمی – تخیلی است (البته به نظر من بستگی به نوع نگاه و نظر خواننده دارد و میتواند داستانی اجتماعی- سیاسی وانقلابی باشد).


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 14:7 توسط نقش خیال| |

"جراح دیوانه" نوشته ی "ژارگن توروالد" پزشکی است که حرفه ی نویسندگی را به پزشکی ترجیح داد. ژارگن توروالد در این کتاب، شرح حال "زائربروخ" جراح بزرگ آلمانی را به رشته ی تحریر درآورده است. وقتی ایشان مصمم به نوشتن شرح حال زائربروخ شد، این جراح معروف زندگی را بدرود گفته بود و نویسنده به خود آن مرد دسترسی نداشت. به همین خاطر برای نوشتن زندگی این فرد به شاگردان و دستیارانش و بیمارستان هایی که زائربروخ در آنجا کار کرده بود، بخصوص بیمارستان "شاریتی" در برلن شرقی مراجعه کرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 1:0 توسط ستاره| |

 

ژه٬ اثر کریستین بوبن٬ شرح زندگی روستا زاده ای است که نه در کودکی و نه در جوانی٬ همانند دیگر انسانهای نسل ما نمی اندیشد. دیدگاه او چنان متمایز٬ تخیلاتش آنقدر متفاوت و رفتارش تا آن اندازه شگفت انگیزند که پدر و مادر و اطرافیان٬ وی را دیوانه یا احمق می دانند. اما آیا در این جنون٬ پرتوی از خردمندی یافت نمی شود؟ آیا آلبن بینشی صحیح تر و شفاف تر از دیگران ندارد؟ بی شک این پرسش ها یاد "ابله"٬ اثر داستایوسکی٬ را در اذهان بیدار می سازد٬ و نامی را که مترجم برای این داستان برگزیده است٬ تا حدودی توجیه می کند.

بوبن را نویسنده نثری رویایی و سراینده عشقی می دانند که هدفی جز گشایش روزنه ای به سوی جهان ندارد. زیرا که "شناخت جهان تنها از مسیر عشق میسر می گردد". خصلت بارز داستانهای او٬ که گویی بین دو وسوسه حکایت و نامه عاشقانه مردد می مانند٬ سبک شفاف و جملات کوتاه و ساده نویسنده است. در واقع یادگاری که او از مطالعات فلسفی خود حفظ کرده٬ پرهیز از گفتاری پیچیده است که سادگی جهان هستی را از دید ما پنهان می دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 15:26 توسط ترنم| |

خاطرات عزت شاهی

انتشارات سوره مهر / دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

لینک دانلود نسخه‌ی الکترونیک:

http://www.ketabnews.com/detail-12007-fa-1.html


       نام عزت شاهی خاطرات شگفتی را درباره شکنجه های وحشتناکی که در کمیته مشترک ضد خرابکاری بر روی زندانیان مبارز مسلمان اعمال می شد به یاد می آورد. اما چیزهای دیگری را هم به خاطر می آورد و آن حماسه جاودانه مقاومت اوست که بازجویان ساواک را با تمام تلاش هایشان ناکام گذاشت و از عزت شاهی یک اسطوره ساخت.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 22:4 توسط مهدیار| |


... بعد از خواندن کتاب برای چند لحظه چشم های خود را ببندید .

قول میدهم آن چه در پس پرده نگاهتان رنگ میگیرد چنان در عین یکنواختی پر رنگ

و آزار دهنده است که تا مدت ها رهایتان نمیکند ...


فرق هم نمیکند چه زن باشید ، چه مرد ، از میزان صبر و حو صله یا به تعبیری از خنثی

بودن یک زن در عرصه زندگی شخصی اش ، کلافه میشوید ...

 

                               

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 20:1 توسط نسیم| |

رمان خواندن یکی از ریسک های زندگی پر مشغله و فراغت محدود است ... روزها بخوانی و در آخر مثل یک تکه روزنامه کهنه بندازی اش آن پشت ها , جایی که شاید در خانه تکانی سال آینده پیدایش کنی و آرام زمزمه کنی : ای ... بدک نبود ...


اما در همین وسواس ها ناگهان هیبتی در برابرت علم میشود , همین که بازش میکنی خودت را میبینی که در انبود مه و سایه و وهم گم شدی ... بخوان و بخوان و بخوان ... شاید چند روزی بعد از تمام کردنش خودت را پیدا کنی

                            


                           جن نامه اثری م.م.ن.و.ع از هوشنگ گلشیری


                      


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:16 توسط مسیحا| |

امروزه وسیله ای پا به میان زندگی ما آدمیان باز کرده که همراه با خودش مناسباتی به همراه دارد که حدس میزنم این مناسبات در وهله نخست خویشتن را در ساحت امر ذوقی قرار می دهد و ما را به گونه ای سلیقه سوق می دهد، که حال پس از جا افتادن آن در نگاه و حالات روحی دگر گسستن از آن، باز با درصد بالایی از احتمال امکان ناپذیر است.

این وسیله چیست؟ بیایید قبل از پاسخ کمی به ابزار مورد استفاده ی پیرامونمان بیندیشیم، کدام وسیله است که به ما ثبت لحظه هایمان را یاد داده و به گونه ای ما را وادار به چنین کاری کرده؟، حدس میزنم حتی بعضی از ما به واسطه محصول آن است که در مورد اشیا و حتی افراد در ارتباط و باز مکان هایی که به آن ها رفته ایم یا باز قرار است بریم قضاوت میکنیم. حتی این امر بسیاری از رویدادهای ناشدنی زندگیمان را رویت پذیر میکند.

صحبتم را کوتاه میکنم، آن وسیله مورد نظر... دوربین عکاسی است. و آن فرایند مورد نظر یکی عکاسی کردن و دیگری رویت عکس است.

این نوشتار کوتاه مقدمه ای بود بر سری کتاب هایی که از این به بعد قرار است در این مجموعه به معرفی و بررسی آن ها بپردازم، یعنی کتبی در باب عکاسی که تاکنون چاپ شده اند. سعی دارم هر کدام را در حد توان خویش بررسی و ارزیابی کنم.

پس در این نوشتار کتاب خاصی را معرفی نمیکنم ولی در ادامه مطلب نام چند کتابی را که قرار است در آینده معرفی کنم را می آورم تا دوستان عزیز اگر مایل به مطالعه آن بودند آنها را مطالعه کنند.



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 23:26 توسط مسیحا| |

 فرانسوی ها ضرب المثل پارادوکسیکال و ناهمسازگونی دارند که میگوید:

(اگر طبیبی بیماری راپنج دقیقه معاینه کند،سه نوع دارو به او میدهد.اگر ده دقیقه معاینه کند،دو نوع دارو و اگر یک ربع معاینه کند، یک دارو و اگر معاینه او بیست دقیقه طول بکشد هیچ دارویی نمیدهد.)

حکایت تـــربیــت و آشنایی با لایه های عمقــی آن نیز مشـابه پزشک از بیمار است.هرقــدر معاینه عمیـق تــر میشود ،تجویز دارو کمتر شده. هر قدر دقت و حکمت طبیب فزونـی میابد دستورالعمل ها ، نسخه پیچــی هاو درمانگری های بیرونی کمتر میشود.گویا فرایند تربیت و رابطه ی مربی با متروبی ، بزرگسال با کودک و معلم با شاگرد نیز از چنین قاعده نابه هنجار و وارونه ای تبعیت میکند.

در ضرب المثل پزشک و بیمار،آسیب رسانی در قالب دارو درمانی نمایان میشود و نشانگر آن است که کاهش داروها با افزایش بهبودی رابطه ی مستقیم دارد و برعکس،هر دارو که اضافه می شود، نه معالجه که ویرانگری پدیدار می گردد.پس چه باید کرد؟ویا بهتر است گفته شود که پس چه نباید کرد؟و چگونه نباید تربیت کرد؟

موقعیت شناسی در تربیت و پرهیــز ار دست کاری ، زودرسی و پیش رسی ، هنر پنـهان تربیت پایـدار است و برعکس،دخالت در تسریع زایش و شکوفایی استعدادها به منزله ی شتاب زدگی در زایمان زودرسی است که حاصلی جز تولد نوزاد ناقص الخلقه و معلول! ندارد. به قول پستالوزی:

طبیعت شایستگی های برتر آدمی را همانند گوهری که در صدف پنهان است در او پنهان کرده است.اگر صدف را پیش از وقت بشکنید،گوهری ناقص خواهید یافت!

اغلب آسیب های تربیتی،ناشی از همین شتاب زدگی های لجام گسیخته است.بخش دیگری از آسیب ها در آن سوی منحنی،یعنی دیررسی ها و تاخیرهای بیش از حد و واگذاری های غیر مسئولانه است.از این رو تربیت آسیب زا ترجمان خروج از اعتدال در فروگذاری قانون طبیعت و ورود نابه هنگام به تربیت طبیعی است


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:26 توسط فافا| |

۷۸۶

نام کتاب:افلاکیان خاک نشین

نویسنده : هیئت تحریریه مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس

هرجا از بندگان صالح خدا ذکر و یادی شود خیرات و برکات آنجا نازل میشود.بندگانی که چند صباحی در دنیای خاکی زیستند ولی دامن به خاک آلوده نکردند.اینان همان عاشقان راستین و مرواریدهای درخشان و ارجمند الهی هستند که در صدف بی نام و نشانی خود دل به عشق بازی با محبوب خویش خوش داشتند. این کتاب آلبوم تصویری ۱۱۰ افلاکی خاک نشین است که در آن ولادت ،وفات ، محل تحصیل ، اساتید ، استادان ،شاگردان ، تالیفات وشرح مختصری از زندگانی فقها و علمای اهل عمل پرداخته است.

این کتاب یکی از ارزشمندترین کتابهایی است که خواندن آن همیشه برای خوب بودن انگیزه ای قوی و غنی به من میدهد.چرا که همه آنها بندگان خدا بودند و فقط به خواسته های پست دنیوی پاسخ رد دادند.امید است که اگر خوب نیستیم لااقل بد نباشیم!


علامه محمد تقی جعفری

یکی از شب ها طلبه ای از من دعوت کرد که در مجلس دوستانه ای شرکت کنم.در آنجا شخص بذله گویی خطاب به جمع گفت: من تصویر یک زن اروپایی را از یکی از روزنامه ها با خود آوردم و از حاضران خواست با صداقت بگویند بین یک لحظه دیدار امیرالمؤمنین(علیه السلام)  و یک عمر زندگی با این زن ، کدام را انتخاب میکنند؟! برخی گفتند: حضرت را انشالله در لحظه مرگ و برزخ خواهیم دید اما در دنیا زندگی با چنین زنی خوب است! من نفر پنجمی بودم که باید نظر میدادم، طوفانی در درونم به پا شدفکرکردم آیا سزاوار است لحظه دیدار با امیرالمؤمنین(علیه السلام) با این شهوت مبادله کنم؟تا خواست عکس را به من نشان بدهد روی برگرداندم و با ناراحتی مجلس را ترک کردم و به حجره خودم رفتم.نشستم و سرم را به دیوار تکیه دادم.خوابم برد.در عالم رؤیا جمعی از علمای گذشته را دیدم .در صدر مجلس تختی بود و حضرت علی (علیه السلام)  بر آن نشسته بود و مالک اشتر و قنبر و...در محضر ایشان بودند.حضرت مرا به نام به حضور فرا خواند و مورد لطف و محبت خود قرار داد. از خواب بیدار شدم و با حالت وصف ناپذیری خود را به جلسه آقایان که هنوز سرگرم بحث و گفتگو بودند رساندم.و به آنها گفتم : من ثمره انتخابم را گرفتم)))))

اسامی ۱۱۰ افلاکی خاک نشین در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 11:0 توسط مهناز| |

                                


چند وقت قبل بنا بر حسب رشته تدریسم رفتم به مطالعه در باره پادشاهی زندیه پرداختم که در همین زمینه
کتاب دلاور زند به دستم رسید .
 
شاید بتوان گفت در ایران بعد از اسلام دوران حکومت زندیه یکی از بهترین ها بود حکومتی که اساس آن رفاه و آرامش نسبی مردم بود .بنیانگذاراش کریم خان بود و خود را وکیل الرعایا نامید و کارهای عام المنفعه ای که انجام داد زبانزد خاص و عام بود .


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 14:12 توسط ماری| |